......

خرید بک لینک
عشق به تنها بودن، به مثابه ی کشاننده ای مستقیم و اصیل ظاهر نمی شود، بلکه به طور غیر مستقیم و به ویژه نزد اذهان شریف تر به تدریج رشد می کند و با مقاومت در برابر کشش به جمع، شکل می گیرد و حتی گاهی با وسوسه های مفیستوفلسی [ ابلیس در فاوست گوته ] روبرو می شود که مخالف آن است : « پس، از این بازی غم آلود که مانند کرکسی جان ترا پاره پاره می کند دست بدار. مصاحب تو هر اندازه بد باشد، باز در میان انسان ها احساس خواهی کرد که انسانی هستی. » تنهایی، سرنوشت هر انسان برجسته است : این گونه انسان ها گاهی از تنهایی آه می کشند اما همیشه تنهایی را به مثابه ی مصیبتی کوچک تر انتخاب می کنند. آدمی با افزایش سن می تواند این جمله را پیوسته آسان تر و طبیعی تر به خود بگوید که : « شهامت خردمند بودن را داشته باش. »( شوپنهاور) .........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: عشق به تنهایی,عشق به تنهایی کافی نیست,تنها عشق به خدا, نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:06

اگر بدون پیش داوری، فطرت انسان را در نظر بگیریم، می بینیم نزد انسان، کتک زدن همان قدر طبیعی است که گاز گرفتن نزد حیوانات درنده و شاخ زدن نزد شاخداران. باید گفت که انسان حیوانی کتک زن است. از این رو وقتی گاهی می شنویم که کسی دیگری را گاز گرفته است، بر آشفته می شویم، اما اگر بشنویم، کتک زده یا کتک خورده اند، برایمان امری طبیعی است و به آسانی پیش می آید. بدیهی است که انسان های فرهیخته به رغبت از این کار پرهیز می کنند.
(آرتور شوپنهاور)

.........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:06

برای انسان ننگی بالاتر ازآن نیست که فضیلت و شرف و
شهرت خود را از پدر داشته باشد نه از خود.
البته فضیلت و شهرت پدران برای فرزندان گنجی است گرانبها، ولی کسی که ارث پدر را مصرف کند و خود نتواند گنجی از فضیلت و شهرت فراهم آورد و برای فرزندان بگذارد سزاوار آن نیست که مرد {انسان }خوانده شود.

(افلاطون)

.........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:05

آدمی باید ارزش اندکی برای خود قائل باشد که به محض اینکه ارزشش مورد سوال قرار می گیرد مشتی بر دهان گوینده بکوبد تا صدایش بلند نشود. ارزشمند دانستن واقعی خویش، آدمی را به اهانت بی اعتنا می کند و اگر به علت کمبود اعتماد به نفس نتوانیم بی اعتنا باشیم، عقل و فرهنگ، ما را یاری می کنند که ظاهر را حفظ کنیم و خشم خود را پنهان داریم... در این صورت، همگان به این بینش دست خواهند یافت که وقتی موضوع بر سر دشنام و افتراست، آن کس در مبارزه پیروز می شود که مغلوب است.

( آرتور شوپنهاور)

.........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: آدمی باید که بسیار نگوید, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:05

همانطور که در زندگی محصور مرگ هستیم ، هنگام سلامتی فهم نیز ، محصور جنونیم .

لودویگ ویتگنشتاین /فرهنگ و ارزش

.........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: همانطور که دردم به خودم, نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:05

در بالای درِ آکادمی افلاطون این عبارت نقش شده است: "کسی که ریاضی نداند، اجازۀ ورود به اینجا ندارد". او بود که الگوی نخستین مدرسۀ عالی را پدید آورد"آکادمی" نام موسسه اش بود. و چون در آنجا به افراد بالغ درس می داد این کلمه به مرور زمان نام هر بنایی شد که شاگردان بزرگسال درآن آموزش عالی می دیدند.
برایان مگی / فلاسفۀ بزرگ

.........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:05

گاهی می پنداریم که مشتاق دیدن مکانی دور افتاده هستیم، حال آنکه در واقع مشتاق بازگشتن زمانی هستیم که در آن مکان زندگی می کرده ایم، زیرا در آن زمان جوان تر و شاداب تر بوده ایم. زمان در پس نقاب مکان ما را این گونه می فریبد. بنابراین اگر به آن مکان سفر کنیم سرخورده می شویم.

( آرتور شوپنهاور)

.........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:05

کتاب:تاریخ جنونمیشل فوکوترجمه:فاطمه ولیانیگزیده کتاب:زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست. گل می خواهد، موسیقی می خواهد، زیبایی می خواهد. زندگی، حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن می خواهد. عطر شمعدانی ها را بوییدن می خواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، أصل که نیست، زایده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم.زخم را که مظهر خشونت است- با زخم نمی بندند. با نوار نرم و پنبه پاک می بندند، با محبت، با عشق…توهم قادر است انسان را از چنگ امر توهمزا برهاند٬ حال آنکه قاعدتن تنها عقل و منطق میتواند انسان را از یوغ تصورات غیرمنطقی آزاد کند. این قدرت مبهم تخیل از چه برمیخیزد؟از آنجا که ذات و جوهرهی تصویر آن است که خود را واقعیت جلوه دهد٬ متقابلن واقعیت نیز باید بتواند از تصویر گرتهبرداری کند و خود را دارای همان جوهر و معنا بنمایاند. ادراکات میتوانند رویا را بیهیچ تعارض و انفصالی ادامه دهند؛ خلاهای آن را پر کنند؛ جنبههای ناپایدار آن را تثبیت کنند و به آن تحقق بخشند. همانطور که توهم ممکن است مانند ادراک٬ حقیقی بنماید٬ ادراک نیز خود میتواند به حقیقت مشهود و انکارناپذیر .........

ما را در سایت ...... دنبال می‌کنید

برچسب: کتاب تاریخ جنون,کتاب تاریخ جنون میشل فوکو,دانلود کتاب تاریخ جنون, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 22:04

صفحه بندی